تئودور نولدكه ( مترجم : عباس زرياب )

32

تاريخ ايرانيان و عربها در زمان ساسانيان ( فارسي )

فصل اوّل پادشاهى اردشير پسر پابك چون از آن هنگام كه اسكندر بابل را بگرفت به حساب ترسايان و پيروان كتب آسمانى پيشين پانصد و بيست و سه سال و به حساب مجوسان دويست و شصت و شش سال بگذشت « 1 » ، اردشير « 2 » ، پسر پابك شاه ، پادشاه خير ، پسر ساسان كوچك

--> ( 1 ) - واقعه‌اى كه ظاهرا زمان وقوع آن در اينجا تعيين بايد شود غلبهء اردشير و سقوط دولت پارت است نه نخستين قيام اردشير كه مفهوم ظاهر روايت است . مسيحيان سوريّه معمولا تاريخ وقايع را از روى تاريخ سلوكى حساب مىكنند ؛ ايشان اين تاريخ را تاريخ اسكندرى مىدانند . سال 523 سلوكى مطابق مىشود با سال 12 - 211 م ؛ امّا اين تاريخ درست نيست و جلوتر از زمان حدوث واقعه است . صحيح روايت آگاثياس است ( 24 / 4 ) . او از قول يك راوى سريانى تاريخ حادثه را سال 538 اسكندرى - 227 - 226 م آورده است . مقصود از مجوس در كتب عربى معمولا به طور كلى ايرانيان پيرو دين قديم است ( نه فقط علماى دينى ايشان ) . اين مطلب كه ايرانيان فاصلهء ميان اسكندر و غلبهء اردشير را فقط 266 سال مىدانستند از مآخذ متعدّد معلوم مىشود . ( 2 ) - نام اردشير كه در فارسى باستان ارتخشثره است ( و در يونانى به ارتاكسركس تحريف شده است ) در سنگ نبشته‌ها و بر سكّه‌ها ، حتّى از آن پادشاهان متأخّر ، همواره ارتخشثر نوشته شده است و در كتب پهلوى غالبا ارتخشير آمده است . دربارهء صور مذكور اين نام و صورت‌هاى ديگر آن رجوع شود به « تاريخ ارتخشير پاپكان » ( كارنامك ص 35 ) .